تبليغاتX
آبی آسمان را می بینی و می دانی که نیست

آبی آسمان را می بینی و می دانی که نیست

لبخند، راز ساده برقراری ارتباط

  

لبخند، راز هوش اجتماعی

يک رمز بسيار ساده در هوش اجتماعی وجود دارد، به مردم لبخند بزنيد. لبخند انسان، منعکس کننده گرما، اعتماد، رفتار مثبت و خوشحالی است همچنين باعث می شود که ديگران هم جذب شما شوند.

کائنات هم برای لبخند جایزه می دهند

يک لبخند ساده بهترين راه پيدا کردن دوست و تحت تاثير قرار دادن مردم است. يکی از اولين چيزهايی که باعث جذب مردم به سوی ما می شود، لبخندی است که بر لب داريم. وقتی ما لبخند را می بينيم، مغزمان هم واکنش نشان می دهد و به عضلات مخصوص لبخند فرمان می دهد و ما لبخند آنها را جواب می دهيم.

برايان بيتس، نويسنده ی کتاب چهره ی انسان ، لبخند زدن را در اجتماع توصيه می کند و می گويد: بيشتر اوقات ما ترجيح می دهيم که اعتمادمان را آرزوها و ثروتهايمان را با افراد خنده رو سهيم شويم.

لبخند به تلاش بسيار کمتری نياز دارد تا اخم کردن و به مراتب به انقباض عضلات کمتری هم احتياج دارد. علاوه بر اين روانتر و پی در پی انجام  می گيرد. حتی کائنات هم برای لبخند به ما جايزه می دهند. وقتی ما لبخند می زنيم انعکاس لبخند ما باعث توليد آندروفين می شود، که خود يک ماده ی انرژی زا و ضد درد است. حالا نوبت به اولين تمرين اجتماعی شما  می رسد، يک لبخند بزنيد.  

 

خنده مسری است

بخند تا دنيا به تو بخندد.

خنده مسری است، مانند سرماخوردگی، وقتی کسی به من لبخند بزند، من هم لبخند می زنم، امروزه که از خيابان می گذشتم، به کسی لبخند زدم و متوجه شدم که لبخند به او هم  سرايت کرد.

وقتی راجع به لبخند فکر کردم، ارزشش را فهميدم. يک لبخند ساده مثل لبخند من، می تواند به دور دنيا سفر کند. وقتی حال لبخند زدن داری،  بگذار لبخندت به همه سرايت کند و آن را به دور دنيا بفرست.

 

ديدار نخست را با لبخند آغاز کنيد

هميشه با لبخند به مردم خوشامد بگوييد. بخصوص اگر اولين بار باشد که آنها را می بينيد، زيرا اولين برخورد در خاطر همه می ماند. به اين پديده اصطلاحا" اثر اولين برخورد می گويند، يا اصل برخورد اول که در بخشهای بعدی در اين باره صحبت خواهيم کرد. در شروع آشناييها، لبخند اثر مثبت و حس خوشی بر جا می گذارد و شما بتدريج ديگران را تحت تاثير      قرار می دهيد.

  

حرکات بدنتان با کلمات تان هماهنگ باشد

وقتی در حال توضيح نکته ای هستيد، سعی کنيد بدنتان مثل يک آلت موسيقی با حرفهايتان هماهنگی داشته باشد. سعی کنيد صدايتان هماهنگ با آن نکته ای باشد که مشغول توضيح دادنش هستيد و با حرکات دست مانند يک مجسمه ساز، نکات يا صحنه ها را تعريف کنيد.

 

خوشامدگويی و ديدار با اشتياق

هنگام ديدار و خوشامدگويی به مردم، حرکات بدنی آنها را زير نظر داشته باشيد. به خاطر داشته باشيد که حرکات بدنی افراد و هماهنگی يا ناهماهنگی بين آنها، حاوی نکات ارزشمندی از نوع رفتار آنهاست. در اين هنگام بايد سعی کنيد حرکات بدنی ای را بررسی کنيد که افراد در دقايق اوليه نشان می دهند.

مثلا" اگر دست دادن عادتی متداول است، توجه به قوت دست آن فرد بسيار مهم است.

باید به نوع دست دادن و قوت دست خودتان هم توجه کنيد که گرم و با محبت باشد. حين دست دادن، حتما" به چشمان شخص نگاه کنيد. معمولا" نگاه به صورت شخص، نشان    دهنده ی آن است که آن فرد برای شما جالب است و اين باعث می شود که او هم همين فکر را در مورد شما بکند.

 

از حرکات محبت آميز مناسب استفاده کنيد

در بعضی از فرهنگها ، همديگر ، را زياد بغل می کنند، مثلا" در روسيه مردم وقتی به هم می رسند يکديگر را بغل می کنند  و می فشارند. اين عمل در آنجا بسيار طبيعی است. ولی در انگلستان مردم بسيار محتاطانه عمل می کنند. دکتر هارولد فالک در مورد بعضی از نکات مثبت بغل کردن می گويد که سيستم ايمنی بدن را هماهنگ می کند و باعث می شود که خستگی فرد کاهش يابد و احساس شادابی کند. در همين راستا، هلن کلتون نويسنده ی کتاب لذت لمس کردن می نويسد که بغل کردن باعث افزايش هموگلوبين خون می شود. همانطور که می دانيد هموگلوبين حامل اکسيژن به نقاط مهم بدن از قبيل قلب، مغز و بقيه اندامهاست. بغل کردن، بطور کلی عمل مثبتی است برای افزايش اعتماد به نفس و هوش اجتماعی .

 

خودتان را در آينه نگاه کنيد

قبل از هر ملاقات ، خودتان را در يک آينه ی تمام قد نگاه کنيد. به جای يک نگاه  سطحی، فکر کنيد شما مدير تدارک لباس، يا تهيه کننده فيلم هستيد و بايد لباس همه ی افراد را بررسی کنيد و آنها را با صحنه های مناسب فيلم هماهنگ کنيد. حالا اين کار را به جای اينکه در مورد هنرپيشه ها انجام دهيد، در مورد خودتان بکنيد. زيرا شکل و نوع لباس باعث ايجاد آرامش و اعتماد به نفس می شود.

 

همه ی دنيا صحنه ی تئاتر است

به مردم نگاه کنيد. اين کار هم سرگرم کننده است و هم اطلاعات زيادی به شما می دهد. از خودتان يک فرد کاملا" آگاه در تشخیص حرکات بدنی بسازيد. در هر جا هستيد، خيابان، رستوران ، محافل عمومی، ساحل دريا، خلاصه هر جايی که مردم جمع می شوند. هر وقت در هر یک  از اين مکانها حرکات بدنی هماهنگ و مناسبی ديديد، سعی کنيد آن را تقليد و جزئی از ساختار حرکت بدنی خود کنيد.

 

تقويت کننده های اجتماعی برای مغز

نکات زير را تکرار کنيد:

·  اول: من در حال بهبود حرکات بدنی هماهنگ و عالی برای بدن خودم هستم.

·  دوم: کلمات و حرکات بدنی من بسيار هماهنگ اند.

·  سوم: در هر فرصتی لبخند می زنم.

 

 منبع:  روزنامه بهداشت روان و جامعه - بخش روانشناسی مثبت مرداد ماه 1386- شماره  19

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/26ساعت 19:49  توسط فرزانه دهرویه  | 

عدم برابري در احراز مشاغل

در اکثر کشورهاي دنيا معمولا  ابزارهاي قانوني براي رسيدگي به تبعيض هاي استخدامي ميان زن و مرد وجود دارد اما، آنچه در عمل اتفاق مي افتد بسيار متفاوت است. تعداد زنان مدير کمتر از مردان است و همچنين حقوق و دستمزد زنان به مراتب کمتر  از مردان است.
اين واقعيت را مي توان در دو عامل جستجو کرد: يا تصور مردان نسبت به قابليت هاي زنان اشتباه است يا واقعا بهره وري زنان کمتر از مردان است. اکثر افراد بدون توجه به توانايي هاي فکري زنان تنها به ضعف جسماني آنها نسبت به مردان توجه کرده و ديگر قابليت هاي آنها را ناديده مي گيرند. البته از سوي ديگر عواملي مانند مرخصي زايمان و اجبار زنان براي ترک زودتر محيط کار نسبت به مردان، هزينه استفاده از نيروي کار زن را افزايش داده است. اين مساله يک واقعيت تلخ است. براي تغيير اين واقعيت مي توان دو راهکار ارائه نمود:
يا بنگاه ها را مجبور کرد که بر خلا ف ميل خود به استخدام بيشتر نيروي کار زن بپردازند که اين کار عملا  غير ممکن است يا در جامعه شرايطي را فراهم کرد که ضعف نيروي کار زن را با ارتقاي ويژگي هاي مثبت آنها مثل نظم و انضباط،  صبر و مقاومت و ايجاد فضاي شاد در محيط کار جبران کرد. البته لا زم به ذکر است، در کشورهايي کمتر توسعه يافته چون ايران که بنگاه ها به سختي بقاي خود را حفظ مي کنند ماجرا به اين سادگي ها نيست. به يقين بدون توجه به ارتقاي عملکرد زنان در همه ابعاد  در محيط کار، که در يک نگاه واقع بينانه، با توجه به نوع فرهنگمان فعلا عملي نيست تنها باعث بدتر شدن وضع ميليون ها زني مي شويم که داراي حداقل سوادند و نگران معيشت خانواده شان هستند. بايد بپذيريم ايران در شرايط فعلي در سطحي از توسعه قرار ندارد که منابع لازم براي چنين اقداماتي را داشته باشد.

عدم برابري ديه زن و مرد:

مسئله مهمي که به عنوان تبعيض ميان زن و مرد بحث هاي زيادي را ايجاد کرده است مربوط به عدم تساوي ديه زن و مرد است. اولين بار آيت الله صانعي مبحث برابري ديه زن و مرد را گشود و اين گونه توضيح داد:
«ما دو نوع ديه داريم: ديه جزايي و ديه حقوقي. ديه جزايي مواردي است که مجازات، قصاص نيست و بايد ديه بدهند. اما ديه حقوقي مواردي است که در يک حادثه يا تصادف مردي، زني را بکشد يا زني را بکشد. تمامي روايات مربوط به ديه، شامل چهار حديث است که دو حديث آن مربوط به ديه جزايي است. يک حديث مربوط به ديه حقوقي است که از جهت سند مورد مناقشه است و نمي توان به آن اعتماد کرد و حديث ديگر داراي ذيلي است که معمول نيست و به ابتداي حديث ضرر مي رساند پس مي توان گفت: مسئله نصف بودن ديه زن نسبت به مرد از ديه جزايي گرفته شده است و به ديه حقوقي رسيده است. «يا ايها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثي و جعلناکم شعوبا و قبايل لتعارفوا» اين آيه عالي ترين آيه قرآن براي برابري حقوق انسان هاست.
اگر مهريه براي زن يک امتياز است پس تبليغات وسيع رسانه ها به ويژه تلويزيون در سال هاي اخير مبني بر کاهش مهريه مفهومي ندارد و اگر بايد مهريه زن کاهش يابد پس اين نابرابري به قوت خود باقي است.
همچنين اين مسئله که زن مي تواند سهم الا رث خويش را وارد زندگي مشترک نکند کمي دور از واقعيت ويژگي هاي زن ايراني است و در فرهنگ مان چنين اتفاقي مرسوم نيست مانند اين که زن مي تواند براي انجام کارهاي خانه از همسرش حقوق بگيرد، اما به واقع چند درصد زنان اين کار را مي کنند. آن ها انجام کارهاي خانه را وظيفه خود مي دانند همان  طور که تامين معيشت خانواده به عهده مرد است و نمي تواند توجهي براي عدم تساوي ارث زن و مرد باشد.

 حق طلا ق

تقاضاي زنان طي سال هاي اخير براي افزودن شروط ضمن عقد بسيار افزايش يافته است ويکي از اين شروط حق طلا ق است. هر گاه زني بخواهد اين شرط را جزو شروط قرار دهد با انواع برخوردهاي منفي و ديدي شکاکانه وبدبينانه نسبت به خود و ديد حقيرانه اي نسبت به همسرش روبرو مي شود و در نهايت مجبور مي شود اين شرط را از ميان شروط پاک کند.

حضانت فرزند

يکي از مهمترين مسايل بعد از طلا ق، حضانت فرزندان است که قانون برزوجين حکم مي کند که حضانت فرزند پسر تا دوسالگي و دختر تا هفت سالگي با مادر است و از آن پس پدر وظيفه نگهداري از کودکان را برعهده دارد. بسياري از کارشناسان حقوقي معتقدند در رابطه با حضانت کودکان آن چه اعداد و ارقام مهمتر است مصلحت و خواست کودک است.
در قوانين ما کمتر توجه به حضانت کودک که بسيار حايز اهميت است، شده است، منجر به اختلا ط دو مفهوم ولا يت و حضانت شده است. ولا يت يک نهاد قانوني است که فرزند را با به دنيا آوردن تحت ولا يت پدر وجد پدري قرار مي دهد و اين امر تا سن 18 سالگي ادامه دارد، در حالي که بحث حضانت، سرپرستي کودک و نگهداري او است که هيچ ربطي به ولا يت پدر ندارد و آن چه مهم است مصلحت کودک است.

ادامه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/19ساعت 13:56  توسط فرزانه دهرویه  | 

ولين باغ وحش دنيا، در زمان هاي قديم، يعني 1150 سال قبل از ميلاد مسيح، به فرمان يکي از امپراطوران چين به وجود آمد. دراين باغ وحش انواع مختلف گوزن، پرنده و ماهي نگهداري مي شد. اين باغ چيزي شبيه باغ وحش هاي امروزي ما بود، اما دروازه بزرگي داشت که راه ورودي آن به شمار مي رفت که به احتمال زياد تنها براي سرگرمي امپراطور و درباريان و نه براي بازديد عموم مردم بوده است. در دوران باستاني باغ وحش ها متعلق به افراد ثروتمند و پادشاهان بوده، چرا که نگهداري از حيوانات هزينه زيادي را در بر داشت و تنها پادشاهان صاحب مجموعه اي از حيوانات کمياب بوده اند.
اولين باغ وحش عمومي دنيا در سال 1793 در پاريس به وجود آمد که در حقيقت باغ نباتات بود. اين باغ وحش علاوه بر حيوانات شامل باغ گياه شناسي بود. بزرگترين باغ وحش دنيا پس از آن در سال 1829 در «ريجنت پارک» لندن به وجود آمد. در اين پارک خبري از قفس هاي زشت و کثيف، به آن شيوه اي که در باغ وحش ما وجود دارد، نيست. حيوانات در يک محيط مصنوعي امن و راحت نگهداري مي شوند.
قدمت ساخت باغ وحش در ايران به قرن 13 يعني زمان سلطنت ناصر الدين شاه مي رسد. اين شاه قاجار به تقليد از فرانسوي ها به ساخت باغ وحش اقدام کرد و اولين باغ وحش را در بخشي از «قصردوشان تپه» ساخت و در آن مجموعه اي از شيرهاي بدون يال فارس و تعدادي ببر مازندران را نگهداري کرد. در اين قصر به جز زماني که شخص شاه به آنجا مي آمد بازديد براي عموم آزاد بود.
اما اکنون باغ وحش تهران در زميني به وسعت چهار و نيم هکتار در کيلومتر چهار بزرگراه تهران - کرج جنب پارک ارم واقع شده است. در اين پارک حدود 290 حيوان وجود دارد که البته از نظر تنوع، گونه هاي متنوعي ندارد.
اگرچه باغ وحش ها از مهمترين مکان هاي نگهداري حيوانات خارج از مکان و زيستگاه اصلي خود هستند، اما در باغ وحش کشورمان شيوه نگهداري از حيوانات به قدري نامطلوب است که باعث بروز رفتارهاي ناهنجار از سوي حيوانات مي شود.

يک روز در باغ وحش ارم

گزارش يک روز در باغ وحش ارم و همچنين شيوه نگهداري از حيوانات آن را بخوانيد:
وقتي محوطه پارکينگ را طي مي کنيم به در ورودي و باجه بليط فروشي مي رسيم. جلوي در ورودي مجسمه دوشير سنگي است که احتمالا  بايد نشان دهند که: اينجا باغ وحش است! با وارد شدن به محوطه اصلي پارک، بوي خاص و عجيبي که چندان هم خوشايند نيست به مشام مي رسد و مجسمه کانگورويي که کيسه آن محلي براي عکس گرفتن از کودکان است.
بعضي از حيوانات قفس دارند و بعضي ديگر که اهلي ترند تنها در يک حفاظ با نرده هاي بلند قرار دارند اما در هر صورت آنها در قفس اند. قفس هايي که در مقايسه با جايگاه اصلي آنها، جنگل، تنگ و طاقت فرساست. اين حيوانات در قفس هايشان کاري ندارند که انجام دهند، غذايشان آماده است و براي به دست آوردن آن تلا شي نمي کنند، تحرکي ندارند. آنها يا خوابند يا در فکر. در فکر اين که تا قبل از انتقال به اينجا چگونه زندگي مي کردند و براي بقاي خود و ادامه زندگي با چه خطرهايي دست و پنجه نرم مي کردند. اما حالا  آنها بايد آرام، کنج قفس هاي خويش بنشينند تا انبوه مردم هر روز به تماشاي آنها بيايند، از آنها عکس بگيرند يا هر آنچه که به دستشان مي آيد را به عنوان غذا به طرف آنها پرت کنند.
کاش به اينجا ختم مي شد! انسان هاي امروزي از هر وسيله اي براي پول در آوردن بهره مي برند. قفس ميمون ها شايد به اين خاطر که بيشتر از ساير حيوانات با انسان ها ارتباط برقرار مي کنند، شلوغ تر است. مسوول اين قفس، ميمون را بيرون مي آورد و اگر کسي بخواهد به حيوان دست بزند و نوازش کند يا با آن عکس يادگاري بيندازد بايد پول پرداخت کند!
ساير ميمون هاکه در قفس هستند از فرط بيکاري با هم دعوا مي کنند، جيغ مي زنند و توجه مردم را از هر سمت باغ وحش به سوي خود جلب مي کنند يا اين قدر خود را آويزان ميله ها مي کنند تاکسي پيدا شود و برايشان موز پرت کند. اما ساير حيوان ها در قفس هاي خود، آرام کز کرده اند، کاري نمي کنند و تنها طول و عرض قفس تنگ خود را طي مي کنند. در اين ميان اوضاع شيرها از همه جالب تر و در عين حال وخيم تر است! آنها به هر چيزي شبيه اند جز سلطان جنگل! مسوولين باغ وحش شايد براي اين که از هر بابت مطمئن باشند که از هر لحاظ جوانب ايمني را در مورد آنها رعايت کرده اند، قفس اين بيچاره ها را هر چه تنگ تر کرده اند که اصلا  جايي براي عرض اندام نداشته باشند. گوشه قفس آرام نشسته و گرد پيري بر چهره آنها کاملا  مشهود است. شايد هم به روزهاي عظمت و اقتدار گذشته خود فکر مي کنند و در ماتم آن روزها فرو رفته اند. ساکت بدون هيچ غرشي، تنها به بازديدکنندگان نگاه مي کنند، شايد آنها را مسبب اين حبس دائمي خود مي دانند. آنها ابهت گذشته خويش را از دست داده اند.
در ميان انواع جانوراني که آنجا وجود دارد، وضع مرغابي ها و اردکها از بقيه بهتر است! براي آنها درياچه مصنوعي درست کرده اند و آنها در کمال آرامش و بدون هيچ دلسوزي اي براي ساير حيوانات اسير قفس در اين درياچه مشغول شنا هستند. حتي ماهي ها هم اين جا اسير قفس اند. قرار گرفتن آنها در آکواريوم هاي تنگ و روبروي مارهاي کلفت و ترسناک هر لحظه مورا بر اندام آن بيچاره ها راست مي کند.
در سرتاسر باغ وحش چند تابلوي بزرگ به فواصل مختلف توجه را به خود جلب مي کند که اطلا عاتي را از وسعت پارک و اين که چندين هکتار از اراضي را به خود اختصاص داده است به چشم مي خورد. بله! به واقع وسعت اين باغ وحش زياد است اما اين اراضي، صرف حيوانات  براي راحتي و آزادي بيشتر آنها نشده است. قسمت اعظم اين زمين ها آسفالت و سيمان و محل عبور بازديد کنندگان است. شايد به خاطر همين وسعت زياد پارک بوده که مجبور به تعبيه قفس قناريها چسبيده به قفس گربه ها شده اند تا هر روز دل اين گربه هاي بيچاره به وقت ناهار آب شود.
اگر چه در اين پارک کنار هر قفس تابلويي وجود دارد که اطلا عات کافي در مورد حيوان مورد نظر را بيان مي کند اما شايد بهتر باشد بروشورهايي توزيع شود که به صورت کلي هر آن چه که مردم درباره خود محيط باغ وحش و حيوانات آن بايد بدانند، در آن ذکر شود تا علا قه مندان بعد از ترک محيط به آن اطلا عات دسترسي داشته باشند چرا که در آن لحظه بازديدکنندگان آن قدر محوتماشاي خود حيوان هستند که کمتر توجهي به تابلوهاي کنار قفس مي کنند.
اگر چه 290 نوع حيوان در اين باغ وجود دارد اما عدم وجود گونه اي از حيوانات که ديدن آنها براي علا قه مندان جالبتر از ديدن کبوتر و موش و گربه، که هر روز تعداد زيادي از آنها را در خيابانهاي اطرافمان مي بينيم، است مثل زرافه و فيل و پلنگ و ... 290 نوع ديگر که اکثرا پرندگان و آبزيان هستند را نيز زير سوال مي برد. مطمئنا قيمت  خريد موش و گربه کمتر از قيمت فيل و زرافه است پس مسوولين ترجيح مي دهند، مردم همان گربه و موش ببينند، که البته امنيت جاني بيشتري هم دارد!
در نهايت اين که اين جا، هم در حق حيوانات اجحاف شده است و هم در حق بازديدکنندگان، بيش از 90 درصد از اماکن نگهداري از حيوانات از نظر بهداشتي، تغذيه و امکانات دچار مشکل اند.
حال اين که حيوان هاي  بينوا محکوم به زندگي در اين قفس هاي تنگ و تاريک اند و بايد خود را به هر نحوي با اين شرايط سازگار کنند. کاش شرايط و امکانات بهتري براي آنها فراهم و به نظافت قفس ها و بهداشت خود حيوانات بيشتر رسيدگي شود شايد علت اين همه بي توجهي به وضعيت نگهداري اين حيوانات زبان بسته اين باشد که هر سال نگهداري از باغ وحش را به پيمانکاري مي دهندکه اين کار را با کمترين بودجه که اصلا  چگونگي و کيفيت آن مهم نيست، انجام دهد.
از طرفي حالا  که باغ وحش به عنوان يک مکان تفريحي براي گذران اوقات فراغت مردم و آشنايي کودکان و نوجوانان با حيوانات در نظر گرفته شده است، گونه هايي از حيوانات را البته با تامين امکانات لا زم براي آنها به اين مکان منتقل کنند، تا مردم حيواناتي را از نزديک ببينند که تا قبل از اين تنها تصوير آنها را از طريق تلويزيون ديده بودند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/18ساعت 21:53  توسط فرزانه دهرویه  |